تقدیم به این روزای علی

شا خه هامان در اوج رقصیدند

مبتلا به جنون بی ثمری

شاخه هامان همیشه دسته شدند

توی تاریخ مرده تبری.../

که به دست کلاغها افتاد

اعترافات جمله ای خبری

ما خیابان شهر اسطخریم

از هیاهوی ما نماند اثری

آتش گیج فیروز آبادیم

قرنها در خیال شعله وری

تخت جمشید پاتق دنج

عکس قلیان حاکم قجری

(اصلن ما دستهایی هستیم که ...

پنجه هامان از باتلاق جامانده است

و

شاخه هایی را تشکیل دلاده ایم

که تا بریده نشویم مشت نمی شویم

وتو.............

مثل بغضی همیشه در بال

گردن آویز های فر وهری

یا که مانند یوز ایرانی

بی قراری همیشه در خطری

سر نوشتت سوال مجهول است

مثل نسلی که مانده در کمری

مثل فرزاد مثل گلسرخی

تو به مرگی قشنگ مفتخری